ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

749

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مىدادند كه از دولت مركزى فرمانبرى ميكنند و به بيعتى ناپايدار و سست و نرمى و ملاطفت و انقياد تظاهر مىكردند در صورتى كه در حقيقت از همهء اينها دور بودند ، و تا اين روزگار فرمانروايى آنان بوراثت بفرزندانشان هم رسيده است . و همان درشتخوئى و غرورى كه بفرزندان و جانشينان پادشاهان دست ميدهد براى جانشينان آنان هم حاصل شده است و خود را در زمرهء سلاطين ميشمرند با اينكه دير زمانى نيست كه از مردم عامى و بازارى بشمار مىرفتند . [ تا اينكه مولاى ما امير المؤمنين ابو العباس اين وضع را بر انداخت و شهرهايى را كه در تصرف خود داشتند از چنگال آنان بيرون آورد چنان كه در تاريخ آن دولت ياد خواهيم كرد . ] [ 1 ] . و نظير اين كيفيت در پايان دولت صنهاجى نيز روى داده است و در شهرهاى جريد مردم خود زمام امور را بدست گرفتند و آن ناحيه را باستقلال اداره ميكردند تا آنكه پيشوا و پادشاه دودمان موحدان عبد المؤمن بن على شهرهاى مزبور را از آنان باز گرفت و همهء آن سركشان را از قلمرو فرمانروايى كه در آن داشتند به مغرب انتقال داد و از آن بلاد آثار ايشان را محو كرد ، چنان كه در تاريخ وى ياد خواهيم كرد . همچنين در پايان دولت بنى عبد المؤمن نيز چنين وقايعى در سبته روى داده است . و اين گونه اعمال غلبه‌جويى اغلب در ميان بزرگان خاندانهاى شريفى انجام مىيابد كه نامزد رياست و پيشوائى شهر مىباشند . گاهى هم برخى از سفلگان كه از عامه و فرومايگان هستند استيلا مىيابند و اين هنگامى است كه در نتيجهء بدست آوردن عصبيت و پيوند با اوباش موجباتى براى آنان فراهم آيد كه صاحب منزلت و پايگاه شوند ، آن وقت بر مشايخ و بزرگانى كه فاقد عصبيت مىباشند غلبه ميكنند و خدا [ 2 ] بر كار خود غالب است .

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپ ( پ ) نيست . [ 2 - ) ] سبحانه و تعالى ( چاپهاى مصر و بيروت ) .